الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

367

الغدير ( فارسى )

نكردند . - آنگاه كه طليعهء كاروان در پايان شب ميان گرد و غبار افق طالع گشت . - گويا سواران بر پشت زين با نيزهء آهنين ميخكوبند ، چونان پرچمى كه بر قلهء كوهساران برافرازند . - با دلى آكنده از كين و چشمانى خون‌گرفته و خشمگين . - چونان باز شكارى كه در كمين صيد خود نشسته است . - كوفيان با طعن سنان به استقبال جوانمردانى شتافتند كه يك تنه بر درياى لشكر مىتاختند . - از جراحت تير و شمشير پروا نكنند و شانه از زير بار نتابند . - ارادهء آنان خلل نپذيرد و در پهنهء پيكار ، از طعن و ضرب آرام نگيرند . - چنان تشنهء نبردند كه روز صلح و آشتى كامشان شيرين نگردد . - دم شمشيرشان از ضرب پيكار شكسته و شمشير ديگران سالم و بىخلل مانده است . - هماره تيغ تيز را در شانهء يلان فرومىبردند و از خونشان آب مىدادند . - آن يك بر خاك فتاده ، خون از چاك سرش در فوران است . - گويا سرخ توت بر سرش افتاده و يا برگ ارغوان بر تنش روئيده است . - آن دگر با طعن سنان از پشت زين سرنگون گشته و سمند ابلقش بىصاحب مانده است . - اگر كوفيان راه مكر و دغل نمىپيمودند ، ننگ عار و فرار بر جان خود مىخريدند . - به آخر ، غبار كين بر آسمان برشد و روان آن پاك‌مردان به جانان پيوست . - مصيبتى فرود آمد و احمد و خاندانش در ملأ اعلى به ماتم نشستند . - غمى كه از آن جانكاه‌تر نباشد و دردى كه مغز جان را بسوزاند . - تيرى كه خطا نكرد ، ولى دست تيراندازش شكسته باد . - بگو به حرب‌زادگان و به آن كوران و گمراهانى كه بر گرد خود جمع كردند و نيز بدانها كه خودخواهى و خودكامى بر سرشان لگام افكند و به خواب خرگوشى فرورفتند . - مپنداريد كه از جام پيروزى كامروا گشتيد ؛ فرجام كار ، تلخ‌تر از حنظل است .